السيد الطباطبائي

41

مجموعه رسائل ( فارسى )

سرافرازى و شادمانى محض را مشاهده مىكند و تا آن‌جا پيش مىرود كه به اسماء و صفات مىپيوندد ، آن‌گاه در ذات والاى خداوند فانى مىشود « 1 » و سپس به تبع غيب حق ، غايب مىگردد ، و به فناى ذاتش فانى شده و با بقاى خداوند سبحان كه از هر نقص و زشتى پاك است ، باقى مىگردد : « وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى » . « 2 » « إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى » . « 3 » اين البته در صورتى است كه ملكات و خوىهاى پاك نفس ، سازگار با عالم قدس و پاكى باشد ، اما اگر ملكاتى كه نفس كسب كرده است ، سازگار با عالم ماده باشد و با عالم قدس و پاكى ناهم‌آهنگ و ناسازگار باشد ، امر برعكس مىشود و هر چه كه بخواهد از اين وضع كه با دست خويش براى خويش آماده ساخته است ، خارج شود ، به واسطهء ملكات و رذائلى كه در ذات خويش فراهم آورده است ، باز به آن وضعيت برمى گردد و به او گفته مىشود : درد و سوزش آتش را بچش ! مسئله چنين نيست كه مردم عوام پنداشته‌اند كه بهشت نيك‌بختان ، تنها يك باغ سرسبزى است و جهنم و آتش شوربختان و اشقياء نيز تنها يك گودالى از آتش است ، نه . بلكه بهشت و دوزخ ، عوالمى وسيع و گسترده‌اند كه به طور وصف ناپذيرى گسترده‌تر و وسيع‌تر از اين عالم ماده هستند . و از آنچه كه پيش‌تر گفتيم ، آشكار شد كه بين آغاز و انجام موجودات و ابتدا و بازگشت ( بدء و عود ) از دو جهت تفاوت وجود دارد :

--> ( 1 ) . از اين عبارت به خوبى استفاده مىشود كه مرحوم علامه قدس سره فناى ذاتى را پذيرفته‌اند گرچه در ميان محققان‌حكما و عرفا بر سر تفسير و قبول « فناى ذاتى » اختلاف نظر وجود دارد . علامه رحمه الله در چند جاى ديگر كتاب حاضر ، به اين مسئله اشاره و اعتراف كرده‌اند ( 2 ) . و كار خلق عالم به سوى خدايت منتهى مىشود ( 3 ) . [ انسان بايد بداند كه ] بازگشت به سوى خداست